قافله عشق- نوشته محمد رضائیان

خرید بک لینک
شب است و تاریکی بر بیابان خیمه زده است . فقط شعله های اندک آتش که هیزم را میسوزاند و می رقصد و صدای پای نگهبانان از وهم بیایاین می کاهد. زهیر دورتر از خیمه ها و در تاریکی بر روی سنگی نشسته است و با چوبی که در دست دارد شکل هایی را بر روی خاک می کشد که دیده نمی شود و فقط در ذهن او شکل می گیرد. حتی بیان آنچه که در سر دارد سخت است . خجالت بیشتر.... khabar273...

ما را در سایت khabar273 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 87 تاريخ: شنبه 3 تير 1402 ساعت: 18:21

صفحه بندی